حكيم ابومعين ناصر بن خسرو حارث قبادياني (481 ـ 394) تا حدود 40سالگي در بلخ و در دستگاه دولتي غزنويان و سپس سلجوقيان به سر ببرد ولي اندك اندك آن محيط را براي انديشه خود تنگ يافت و در پي درك حقايق به اين سوي و آن سوي رفت تا اين كه در چهل سالكي به دليل خوابي كه ديده بود عازم كعبه شد و پس از يك سفر هفت ساله كه چهار بار سفر حج و سه سال اقامت در مصر مركز خلافت فاطمي را در خود داشت به مذهب اسماعيليه گرويد و به عنوان حجت جزيره خراسان راهي موطن خود شد. بقيه عمر ناصر خسرو در يك مبارزه بيامان عقيدتي گذشت و اگر چه از هر نوع آسايش محروم شد اما شعرش پشتوانهاي يافت كه در ادبيات فارسي بينظير بود. متعصبان آن روزگار حضور ناصرخسرو در بلخ را برنتافتند و او را با تهمتهاي بدوين، قرمطي، ملحد و رافضي از آن سرزمين به نيشابور و مازندران و سپس يمكان بدخشان آواره كردند.
مهمترين اثر منثور ناصرخسرو سفرنامه است كه حاصل گشت و گذار 5 ساله اوست، سفرنامه علاوه بر ارزش بسياري كه از جنبه ادبي دارد به لحاظ دقت فوق العاده ناصرخسرو در ثبت ديدهها داراي ارزش تاريخي و جغرافيايي فراواني نيز ميباشد. نثر سفرنامه نمونه برجسته و زيباي سبك خراساني است.

