خواجه نصيرالدين ابوجعفر محمد بن حسن توسي دانشمند بزرگ و نويسنده معروف و حمايت كننده علوم و عالمان در قرن هفتم هجري است. او خراسانی است و در سال 597 در طوس زاده شد و گفتهاند كه تحت نظر پدرش كه فقيه و عالم بود تربيت يافت و از كودكي به تحصيل دانشهاي ادبي و عقلي پرداخت و در آغاز جواني براي تكميل دانش خود به نيشابور رفت. از استادان او معين الدين سالم و كمال الدين موصلي و فريدالدين نيشابوري را نام بردهاند.
بعد از حمله چنگيز به قلعههاي اسماعيليان پناه برد و به خواهش محتشم قهستان كه مردي دانشمند بود كتاب الطهارة ابوعلي مسكويه را به پارسي ترجمه كرد و آن را اساس تأليف كتاب اخلاق ناصري قرار داد. بعد از فتح بغداد در سال 657 به دستور هولاكو و با همكاري جماعتي از رياضي دانان بزرگ زمان رصدخانه مراغه را راه اندازي كرد و با استفاده از عايدات اوقاف قلمرو ايلخاني توانست در مراغه يك مركز بزرگ علمي تشكيل دهد و در آن كتابخانهاي عظيم با حدود چهارصد هزار كتاب به وجود آورد. خواجه نصير بر تمامي علوم زمان خود احاطه داشت و در بسياري از آنها سرآمد بود و حالت رهبري و پيشوايي آن علم را داشت.
او مردي كريم و بخشنده و خوش برخورد بود. او با احترامي كه در نزد ايلخانان يافته بود با جمع كردن مقامهاي ديني و دنياوي و با استفاده از نفوذ خويش بسياري از بزرگان عهد خويش از جمله علاءالدين عطاملك جويني را از مرگ حتمي نجات داد.
وفات خواجه نصير در سال 672 و در بغداد اتفاق افتاد. از جمله كتابهاي او در منطق اساس الاقتباس، مقولات عشر و قاطيغور ياس
در حكمت نظري: رساله اثبات واجب، جبر و قدر، تذكرة آغاز و انجام رساله في النفي و الاثبات.
در حكمت عملي: اخلاق ناصري، نصيحت نامه، اخلاق محتشمي
در رياضيات و نجوم: رساله در حساب، رساله معينيه در هيئت، حل مشكلات معينيه، شرح ثمرة بطلميوس، ترجمه صور الكواكب عبدالرحمن صوفي، سي فصل در تقويم، ذيج ايلخاني، بيست باب در اسطرلاب.
در مسايل ديني، فصول نصيريه، رساله در تولا و تبرا.
در طبيعيات: تنسوق نامه
علاوه بر اينها رساله معيار الاشعار در عروض فارسي و شرح فتح بغداد و اوصاف الاشراف را ميتوان نام برد.

